بخش اول کتاب با عنوان «تفسیر ناخودآگاه»، با این پرسش آغاز میشود که **چگونه میتوان به دانش ناخودآگاه دست یافت**، و پاسخ میدهد که این امر تنها از طریق **آگاه شدن از ناخودآگاه** پس از «تحول یا ترجمه به چیزی آگاهانه» امکانپذیر است، که «کار روانکاوی هر روز نشان میدهد» این ترجمه امکانپذیر است. فروید ناخودآگاه را نه یک قلمرو اسرارآمیز، بلکه یک **ساختار ذهنی فعال** در نظر میگیرد که با تحلیل رفتارها و اعمال ظاهراً گیجکننده (مانند رفتار آقای ر در برداشتن و بازگرداندن سنگ)، میتوان آن را درک کرد,,,,. نویسنده استدلال میکند که تلقی ناخودآگاه به عنوان **«ذهن دوم»** با ساختار عقلانی خود (مانند استدلال دیویدسون) برای تبیین پدیدههای بالینی فروید (مانند ترس بدون دلیل آقای ر از فروید یا تکرار وسواسی رفتارهای غیرعقلانی)، ناکافی است، چرا که این پدیدهها اغلب **بیش از حد ابتدایی** هستند و فاقد ساختار گزارهای (propositional) یا دلایل آگاهانه یا ناخودآگاه میباشند,,,,,,,,. در نهایت، بخش اول استدلال میکند که ناخودآگاه بیشتر یک **«حالت تفکر خاص»** است که با ویژگیهایی چون **فرایند اولیه** (اتصال سست ایدهها)، **معافیت از تناقض** و **بیزمانی** مشخص میشود,,,؛ این ساختارها، که اغلب ریشه در **تجربیات عاطفی دوران کودکی** دارند، در جزئیترین جنبههای زندگی بزرگسالان تکرار میشوند، که فروید این را **تکرار وسواسی** مینامد، و هدف روانکاوی توسعه یک **مهارت ادراکی-عملی** (working-through) برای شناسایی این **طبیعت فرکتالی تعارضات ناخودآگاه** و مداخله مؤثر در آنها است,,,,,.
اولین نفر کامنت بزار
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است