بخش دوم کتاب با عنوان «غریزه جنسی، اروس و زندگی»، به **بازنگری اساسی فروید در مفهوم غریزه جنسی (Trieb)** میپردازد و آن را از تصور عامیانه (تمایل به تولید مثل) فراتر میبرد [۲۲۱]. فروید با بررسی بیماران اولیه خود مانند آنا اُ و الیزابت فون ر، متوجه شد که علائم عصبی (نظیر درد فیزیکی یا بارداری هیستریک) ناشی از **انرژی جنسی جابجا شده** و تعارضات پیرامون آن است [۶۶, ۱۹۰, ۲۰۶]. پس از کنار گذاشتن نظریه اغوای جنسی کودکان [۷۳] و درک اهمیت **قوه خیال (fantasy)** در زندگی بیماران، فروید **غریزه جنسی** را به عنوان نیرویی تعریف کرد که ریشه در **جنبشهای جنسی دوران کودکی** و فعالیتهای پیرامون مناطق شهوتزا (مانند مکیدن) دارد [۸۲, ۲۴۴]. این غریزه از طریق **تنوع شدید در شیء و هدف** (مانند فتیشیسم)، میتواند جدا از هدف تولید مثل، خود را در اشکال مختلف نشان دهد [۷۶, ۷۹]. نهایتاً، فروید به این نتیجه رسید که غریزه جنسی به یک نیروی بنیادینتر به نام **اروس (Eros)** خدمت میکند که هدف آن صرفاً لذت نیست، بلکه **ایجاد وحدتهای بزرگتر، تداوم حیات و توسعه بالاتر** است [۲۴۸]، که این مفهوم روانکاوی را با مفهوم اروس در فلسفه افلاطونی همسو میسازد [۸۵, ۲۴۹].
اولین نفر کامنت بزار
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است