بخش چهارم کتاب با عنوان **«انتقال» (Transference)** به بررسی یکی از مفاهیم محوری روانکاوی میپردازد که در ابتدا برای توضیح یک ناهنجاری در رابطه پزشک و بیمار معرفی شد، یعنی وقتی بیمار امیال یا احساسات گذشته خود را به اشتباه به شخص پزشک پیوند میزند ("اتصال کاذب") و آنها را در موقعیت درمانی تجربه میکند [۳۴۰], [۳۴۱]. با این حال، نویسنده با بررسی موارد بالینی مانند **دورا**، نشان میدهد که این مفهوم برای توجیه شکست تحلیل (مانند قطع ناگهانی درمان توسط دورا) نیز به کار رفته و ممکن است ناخواسته، تمرکز تقصیر را بر بیمار قرار دهد [۳۴۷], [۳۵۲].
فروید در بازنگریهای بعدی خود، انتقال را به **«طبقهای خاص از ساختارهای ذهنی»** ارتقا میدهد که در آن، امیال و تصورات قدیمی نه به عنوان خاطرات گذشته، بلکه به عنوان **تجاربی زنده و فعال در لحظه کنونی** نسبت به شخص تحلیلگر، دوباره زنده میشوند [۳۵۳], [۳۵۴]. این بازسازی تجارب گذشته در زمان حال، به صورت **«تکرار»** عمل میکند نه «به یادآوری» [۳۷۸], [۳۷۹]. فروید دریافت که انتقال صرفاً یک مانع نیست، بلکه میتواند به قدرتمندترین متحد در تحلیل تبدیل شود، به این شرط که تحلیلگر بتواند حضور آن را تشخیص داده و آن را برای بیمار توضیح دهد [۳۷۴].
در نهایت، فروید با فاصله گرفتن از تلاش برای کشف محتوای پنهان ناهشیار، تکنیک خود را تغییر داد تا بر **شناسایی و آگاهسازی مقاومتها** (آنچه مانع جریان آزاد گفتار بیمار میشود) تمرکز کند [۳۷۵], [۳۷۶]. این رویکرد جدید، انتقال را به یک **«فضای بازی» یا «منطقه میانی»** بین بیماری و زندگی واقعی تبدیل میکند [۳۸۰], [۳۸۶]. در این منطقه میانی، بیمار میتواند الگوهای رفتاری و هیجانی گذشتهاش را **تکرار** کند (به جای به خاطر آوردن صرف) و تحلیلگر با نامگذاری و تفسیر این تجارب زنده، به بیمار کمک میکند تا **مهارت عملی** تشخیص فعالیت ناهشیار خود در لحظه کنونی را کسب کرده و توانایی **مداخله فعال** برای تبدیل تکرار به یادآوری و تغییر ساختار روانی خود را توسعه دهد [۳۸۵], [۳۷۹], [۵۸۲].
اولین نفر کامنت بزار
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است