این بحث به بررسی مفهوم **فیزیکالیسم** (Physicalism) میپردازد، دیدگاهی که معتقد است همهچیز در جهان، از جمله ذهن، افکار و تجربیات آگاهانه، ماهیتی **فیزیکی** دارند [۲]. استدلال اصلی برای پذیرش این دیدگاه این است که در ۲۰۰ سال اخیر، علم نشان داده که تمام رویدادهای فیزیکی دارای **علتهای فیزیکی** هستند و اگر ذهن غیرفیزیکی بود، نمیتوانست هیچ تأثیر علّی بر بدن (مانند حرکت دادن دست) داشته باشد [۴، ۵، ۶]. اگرچه فیزیکی دانستنِ احساسات درونی برای بسیاری **خلاف شهود** است، اما فیزیکالیستها دشوارترین چالش خود را تبیین **تجربه آگاهانه** یا همان حس «چگونه بودنِ» (what it's like) یک تجربه میدانند [۳، ۶]. در پاسخ به آزمایش فکری «مِری» (Mary) که ادعا میکند تجربه کردنِ یک رنگ، دانشی فراتر از حقایق فیزیکی به انسان میدهد، فیزیکالیستها استدلال میکنند که مری با دیدن رنگ، واقعیت جدیدی را کشف نمیکند، بلکه تنها **شیوه جدیدی برای اندیشیدن** یا مفهومی تازه برای بازنمایی همان حقایق فیزیکی از طریق تخیل و حافظه به دست میآورد [۷، ۹]. در نهایت، با وجود سابقه طولانی **دوگانهانگاری ذهن و بدن** در تاریخ فلسفه (مانند دیدگاه دکارت)، پیشرفتهای علمی در حوزههایی مانند بقای انرژی و فیزیولوژی باعث شده است که در دهههای اخیر، فیزیکالیسم به موضع غالب تبدیل شود [۱۰، ۱۱].
اولین نفر کامنت بزار
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است