تیم ویلیامسون در این گفتگو به بررسی مفهوم **ابهام (Vagueness)** و **پارادوکسهای «کپه» (Sorites)** میپردازد که در آنها مفاهیم رایج مانند «کپه»، «کچلی» یا «بلندقدی» به دلیل نداشتن مرز دقیق، چالشهای منطقی ایجاد میکنند,,. او توضیح میدهد که ابهام با چندمعنایی (Ambiguity) متفاوت است و به مواردی مربوط میشود که در **مرز (Borderline)** بین دو حالت قرار دارند، بهطوری که نمیتوان بهراحتی آنها را در یک طبقه خاص قرار داد,. در حالی که بسیاری از فلاسفه فکر میکنند منطق کلاسیک (که هر گزاره را یا درست میداند یا نادرست) در مورد این کلمات صدق نمیکند، ویلیامسون استدلال میکند که **گزارههای مبهم همچنان یا کاملاً درست هستند یا کاملاً نادرست، اما ما انسانها از محل دقیق این مرز آگاه نیستیم**,,. از نظر او، ابهام در زبان طبیعی اجتنابناپذیر و گاهی در سیاست و توافقهای صلح مفید است، اما درک منطقی آن برای علومی مثل برنامهنویسی رایانهها جهت فهم زبان انسان و همچنین شناخت رابطه میان دانش و جهل بشری ضرورت دارد,,.
برای درک بهتر دیدگاه ویلیامسون، میتوان آن را به **مرز یک کشور در میان مه غلیظ** تشبیه کرد؛ اینکه ما به دلیل وجود مه نمیتوانیم ببینیم دقیقاً در کدام نقطه از مرز عبور کردهایم، به این معنا نیست که مرز جغرافیایی دقیقی وجود ندارد، بلکه فقط نشاندهنده محدودیتِ آگاهی و ابزارهای سنجش ماست.
اولین نفر کامنت بزار
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است