• 8 ماه پیش

  • 0

  • 19:18

اضطراب سیگنالی برای رشد از نگاه روانکاوی

Unconscious Captain ناخدای ناهوشیار
0
توضیحات

اضطراب در روان‌کاوی به عنوان **پاسخی به عوامل ناشناخته** در محیط یا خود، و نوعی «پیش‌آگاهی از یک هیجان» تعریف می‌شود که ریشه در درماندگی نوزاد برای تنظیم تنش‌های درونی‌اش دارد [۹، ۱۰، ۳۰]. در حالی که فروید نظریه خود را از تجمع انرژی جنسی ابرازنشده به **اضطراب سیگنال** (هشداری به ایگو برای مقابله با خطر تروما) بسط داد، ملانی کلاین میان **اضطراب گزندرسان**، که بر ترس از نابودی خود و تلافی متمرکز است، و **اضطراب افسردگی‌وار**، که شامل نگرانی برای آسیب دیدن ابژه مورد علاقه و میل به ترمیم است، تفاوت قائل شد [۲۳، ۴۲، ۸۳، ۸۴، ۸۵]. ویلفرد بیون نیز بر اهمیت **ظرفیت حاوی‌گری** تأکید کرد؛ فرآیندی که در آن یک مراقب (ظرف) با فکر کردن به احساسات خام و پردازش‌نشده نوزاد (مظروف)، آن‌ها را به تجربیاتی نام‌دار و قابل‌تحمل تبدیل می‌کند، در حالی که شکست در این فرآیند منجر به ایجاد «هراس بی‌نام» می‌شود [۹۹، ۱۰۰، ۱۳۳، ۱۳۴]. در واقع، اضطراب اگرچه دردناک است، اما **عملکردی حیاتی** برای محافظت از ارگانیسم دارد و توانایی تحمل آن، زیربنای اصلی یادگیری، خلاقیت و رشد روانی به شمار می‌رود [۲۶، ۸۸، ۹۷، ۱۲۳].


**درک فرآیند حاوی‌گری بیون مانند این است که مادر همچون یک صاعقه‌گیر، انرژی مخرب طوفان‌های هیجانی نوزاد را دریافت کرده و با آرام کردن این بار الکتریکی، آن را به زمین منتقل می‌کند تا نوزاد بدون ترس از سوختن، در امنیت به رشد خود ادامه دهد.**


با صدای

رده سنی
محتوای تمیز
تگ ها
shenoto-ads
shenoto-ads