**فوبیا** یا هراس، واکنشی **غیرمنطقی** و شدید است که در آن میان محرک بیرونی و پاسخ روانی یا جسمانی فرد تناسبی وجود ندارد و نشاندهنده ناهماهنگی میان ذهن، بدن و قوای روانی است [۸، ۹، ۱۶]. در حالی که نظریههای رایج غیرروانکاوانه، فوبیا را به **میراث تکاملی** (ترس از خطرات اجدادی) یا **تروما و شرطیشدن** نسبت میدهند، روانکاوی بر تأثیر **عوامل ناخودآگاه** و دنیای درونی تأکید دارد [۷، ۱۹، ۲۲]. بر اساس منابع، فوبیا از طریق مکانیسمهایی مانند **دونیمسازی، فرافکنی و جابهجایی** شکل میگیرد؛ به این صورت که فرد تعارضات و اضطرابهای مبهم درونی خود (مانند ترس از جدایی یا مفاهیم پیچیده ادیپی) را به یک ابژه بیرونی خاص منتقل میکند تا ترس را به شکلی «شناختنی» درآورده و با اجتناب از آن، تعادل روانی خود را حفظ کند [۵۴، ۵۵، ۱۲۶، ۱۲۸]. این فرآیند ابژهسازی ترس نه تنها در سطح فردی، بلکه در سطح **اجتماعی** نیز از طریق «سپر بلا» قرار دادن گروههای خاص و فرافکنی ویژگیهای منفی خود بر آنها (مانند پدیده نژادپرستی) بروز مییابد [۶۳، ۷۳، ۷۶]. در نهایت، فوبیا نمادی متراکم از اضطرابهای مختلف است که برای درمان آن، علاوه بر تحلیل فانتزیهای زیربنایی، مواجهه مستقیم با ابژه ترس ضروری تلقی میشود [۱۲۰، ۱۴۲].
اولین نفر کامنت بزار
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است