مفهوم **«فانتزی ناخودآگاه» (Phantasy)** در سنت روانکاوی کلاینی، برخلاف تخیلات آگاهانه (Fantasy)، به عنوان **بازنمایی ذهنی غرایز** و زیربنای تمام فعالیتهای روانی و فکری شناخته میشود که از بدو تولد در شکلگیری شخصیت و ادراک واقعیت نقش دارد [۵۶، ۲۶۲، ۳۸۴، ۵۰۷]. این فانتزیها در مراحل اولیه رشد از طریق مکانیسمهایی مانند **«دوپارهسازی» (Splitting)** عمل میکنند که در آن نوزاد برای مدیریت اضطراب، تجربیات و ابژهها را به دو دسته کاملاً «خوب» یا «بد» تقسیم میکند (موضع پارانوئید-اسکیزوئید)؛ اما با تکامل روان، فرد به ظرفیت درک **«ابژههای کلنگر»**، تجربه احساس گناه و میل به **جبران (Reparation)** دست مییابد (موضع افسردگی) [۲۲۳، ۲۲۴، ۲۶۸، ۲۷۲، ۳۹۵]. پژوهشهای معاصر میان ناخودآگاه سرکوبنشده (مرتبط با حافظه ضمنی و نیمکره راست مغز) و ناخودآگاه سرکوبده (مرتبط با حافظه کلامی و نیمکره چپ) تمایز قائل میشوند و تأکید دارند که **رویاها** ابزاری حیاتی برای **یکپارچهسازی خود** و تبدیل فانتزیهای بدنی و پیشکلامی به فکر نمادین، بهویژه در بیماران مبتلا به تروما، هستند [۵، ۱۷، ۳۲، ۳۶، ۳۹]. در نهایت، فانتزیهای ناخودآگاه نه تنها در آسیبشناسی روانی، بلکه در تمامی جنبههای زندگی از جمله **خلاقیت هنری** و حتی تصمیمگیریهای مالی نقشی تعیینکننده دارند و هدف درمان، آگاه کردن فرد از این الگوهای درونی برای رسیدن به ثبات روانی بیشتر است [۶۸، ۱۲۱، ۱۸۹، ۴۰۱، ۵۰۷].
اولین نفر کامنت بزار
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است