شخصیتهای خودشیفته در طیفی گسترده از سلامت روانی قرار میگیرند که از افراد موفق و جذاب تا الگوهای بسیار آسیبدیده و مخرب را در بر میگیرد؛ ویژگی محوری این افراد احساس پوچی و بیمعنایی درونی است که آنها را وادار میکند مدام برای کسب تایید، تحسین و موقعیتهای اجتماعی تلاش کنند تا از این طریق بر شرم و حقارت زیربنایی خود سرپوش بگذارند. این الگو به دو شکل کلی تظاهر مییابد: گروهی که آشکارا متکبر، محق و خودمحور هستند و گروهی دیگر که در ظاهر خجالتی و حساس به نظر میرسند اما در دنیای درونی خود با فانتزیهای بزرگی و قدرت دست و پنجه نرم میکنند. ریشهی این وضعیت اغلب در محیطهای خانوادگی نهفته است که در آن کودک یا به عنوان ابزاری برای ارضای نیازهای والدین نگریسته شده و یا با تشویقهای افراطی و بیقاعده، از درک واقعبینانهی محدودیتهای انسانی محروم مانده است. این افراد از مکانیسمهای دفاعی آرمانیسازی و بیارزشسازی استفاده میکنند تا عزتنفس شکنندهی خود را حفظ کنند و در روابط بینفردی، دیگران را نه به عنوان افرادی مستقل، بلکه تنها به عنوان ابزاری برای کسب تحسین میبینند که همین امر صمیمیت واقعی را برای آنها دشوار میسازد.
اولین نفر کامنت بزار
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است