این نوشتار به تحلیل «خیالپردازی خودساختگی» در میان افرادی میپردازد که با جراحیهای زیبایی و تغییرات بدنی، به دنبال خلق هویتی کاملاً مستقل و رها از پیوندهای گذشته هستند. نویسنده استدلال میکند که این تمایل ریشه در میل به انکار وابستگی به مادر و تلاش برای پاک کردن هرگونه نشانهای از شباهت جسمانی به او دارد، تا جایی که فرد حتی برای نزدیکانش غیرقابلشناسایی شود. این رفتار در واقع نوعی واکنش به حسادت و رنج ناشی از نیاز به دیگری است که در آن، شخص میکوشد با بازسازی ظاهر خود، همزمان نقش خالق و مخلوق را ایفا کرده و از واقعیتِ وابسته بودن فرار کند. با بررسی نمونههای هنری که بدن را ساختاری فرسوده یا بومی برای بازآفرینی میبینند، متن نشان میدهد که چگونه دستکاریِ گوشت و پوست، ابزاری برای مقابله با احساس ناامنی درونی و تلاشی برای دستیافتن به خودکفایی مطلق و کنترل کامل بر مرزهای وجودی خویش است.
اولین نفر کامنت بزار
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است