تفاوت بنیادین انسان با دیگر پستانداران عالی در توانایی منحصربهفرد برای زندگی در دنیای ذهنی و خیالی نهفته است که از طریق فرهنگ، داستانسرایی و باورهای مشترک شکل میگیرد. طبق فرضیه مغز اجتماعی، رشد قابلتوجه بخش پیشین مغز در انسان امکان مدیریت روابط اجتماعی پیچیده در گروههایی با جمعیت تقریبی صد و پنجاه نفر را فراهم کرده است، در حالی که سایر گونهها به دلیل محدودیت توان ذهنی در گروههای بسیار کوچکتری زندگی میکنند. این ظرفیت شناختی بالا به ما اجازه میدهد تا حالات ذهنی پیچیده دیگران را درک کنیم و با بهرهگیری از ابزارهایی مانند زبان، خنده و آیینهای جمعی، پیوندهای عاطفی عمیقی ایجاد کنیم که برای حفظ انسجام در جوامع بزرگ و پیشگیری از خودخواهیهای فردی ضروری هستند و در واقع خلأ ناشی از نبود تعاملات فیزیکی مستقیم در گروههای پرجمعیت را پر میکنند.
اولین نفر کامنت بزار
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است