فصل ششم بر این نکته تأکید میکند که توانایی ما در نسبت دادن حالات ذهنی به دیگران، زیربنای اصلی قضاوتها و رفتارهای اخلاقی است و احتمالاً هدف اصلی تکامل ذهنخوانی نیز همین مدیریت مسائل اخلاقی بوده است. نویسندگان استدلال میکنند که ما از این توانایی هم برای قضاوت درباره درستی یا نادرستی اعمال دیگران و هم برای تشخیص دوستان از دشمنان در تعاملات روزمره استفاده میکنیم؛ به طوری که در قضاوتهای اخلاقی، نیت و قصد فرد معمولاً وزنی بسیار بیشتر از نتیجه نهایی عمل او دارد. پژوهشهای عصبی و مطالعه بر روی بیماران با آسیبهای مغزی نشان میدهد که نواحی خاصی در مغز مسئول پردازش این نیتها هستند و هرگونه اختلال در آنها میتواند باعث شود فرد به جای تمرکز بر قصد و نیت، صرفاً بر اساس نتایج ظاهری و فیزیکی عمل قضاوت کند. در نهایت، ذهنخوانی به ما اجازه میدهد تا دیگران را به عنوان موجوداتی دارای عاملیت برای انجام کار یا ظرفیت برای تجربه درد و لذت درک کنیم، که همین درک، پایه و اساس تمامی تعهدات و مسئولیتهای اخلاقی ما را تشکیل میدهد.
اولین نفر کامنت بزار
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است