این فصل به تبیین تمایز میان **همدلی عاطفی** و **شناختی** از منظر عصبروانشناختی میپردازد و بر این باور است که این دو فرآیند، علیرغم همکاری با یکدیگر در تعاملات روزمره، از سیستمهای مغزی کاملاً متفاوتی بهره میبرند. همدلی عاطفی که شامل اشتراکگذاری ناخودآگاه احساسات و واکنش به حالات درونی دیگران است، به مناطقی نظیر شکنج پیشانی تحتانی، لوب آهیانهای تحتانی و هسته آمیگدال متکی بوده و با سازوکار نورونهای آینهای پیوند دارد؛ در حالی که همدلی شناختی یا توانایی درک آگاهانه دیدگاه ذهنی دیگری، با بخشهای میانی قشر پیشپیشانی و محل تلاقی گیجگاهی-آهیانهای مرتبط است. یافتههای حاصل از مطالعه ضایعات مغزی و اختلالات روانپزشکی همچون درخودماندگی، اسکیزوفرنی و شخصیت ضداجتماعی نشان میدهند که این دو نظام میتوانند به صورت مستقل دچار آسیب شوند، به طوری که نقص در نواحی پیشانی-شکمی باعث اختلال در درک نیتها و شناخت اجتماعی میشود، در حالی که آسیب به شکنج پیشانی تحتانی بیشتر بر جنبههای حسی و سرایت عاطفی اثر میگذارد. در نهایت، این فصل تأکید میکند که درک دقیق سازوکار این دو سیستم برای تشخیص بهتر و توسعه روشهای درمانی در آسیبهای اجتماعی ضرورت دارد.
اولین نفر کامنت بزار
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است