مطالعات بر روی کودکان ناشنوا نشان میدهد که رشد توانایی درک حالتهای ذهنی دیگران پیوند عمیقی با تجربه زبانی آنها دارد [۱، ۴]. کودکان ناشنوایی که از بدو تولد در معرض زبان اشاره غنی قرار دارند، در درک باورها مشابه کودکان شنوا عمل میکنند، اما کودکان ناشنوا با والدین شنوا اغلب به دلیل تأخیر در دسترسی به زبان، در این زمینه دچار عقبماندگی میشوند [۱۸]. یافتههای کلیدی حاکی از آن است که تسلط بر ساختارهای زبانی پیچیده، بهویژه جملات متمم که افکار و بازنماییهای ذهنی را در خود جای میدهند، ابزار شناختی لازم را برای درک باورهای نادرست فراهم میکند [۲، ۱۹، ۲۷]. برخلاف کودکان شنوا، در این کودکان عملکردهای اجرایی ذهن مانند بازداری رفتاری و جابهجایی توجه، پیشبینیکننده موفقیت در تکالیف استدلالی ذهنخوانی نیستند و زبان نقش محوریتری ایفا میکند [۲، ۲۶، ۲۸]. همچنین، کیفیت پایین تعاملات توجه مشترک در اوایل زندگی میتواند زیربنای این تأخیرها باشد، هرچند این فرآیند محدود به یک دوره بحرانی نیست و با ارتقای مهارتهای زبانی در سنین بالاتر نیز قابل جبران است [۲۹، ۴۶، ۵۶].
اولین نفر کامنت بزار
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است