نظریه پشتیبان این رویکرد درمانی بر این باور است که توانایی درک حالات ذهنی، ابزاری تکاملی برای بقا و همکاری در گروههای انسانی است که نقص در رشد آن میتواند منجر به بروز آشفتگیهای روانی جدی شود. هنگامی که این ظرفیت تحت فشار روانی یا آسیبهای دلبستگی مختل میشود، فرد در حالتهای ذهنی ناکارآمدی گرفتار میشود که در آنها یا افکار خود را عین واقعیت میپندارد، یا صرفاً به رفتارهای فیزیکی برای درک انگیزهها بسنده میکند و یا بهکلی پیوند میان دنیای درون و واقعیت بیرونی را از دست میدهد. این ناتوانی که در ابعادی نظیر عدم تعادل میان خود و دیگری یا عقل و احساس نمایان میشود، ریشه در تجربیات اولیه با مراقبانی دارد که نتوانستهاند دنیای درونی کودک را بهدرستی بازتاب دهند. در نهایت، این رویکرد با تمرکز بر بازسازی اعتماد به دانش و اطلاعاتی که از سوی دیگران منتقل میشود، تلاش میکند تا با ایجاد یک فضای درک متقابل، پیوند فرد با جامعه را ترمیم کرده و ظرفیت یادگیری اجتماعی و تنظیم هیجانات را به او بازگرداند.
اولین نفر کامنت بزار
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است