رویکرد درمان مبتنی بر ذهنیسازی برای اختلالات خوردن بر این باور است که این مشکلات ریشه در ناتوانی فرد در درک تجربیات درونی و گسست میان ذهن و بدن دارد، به طوری که فرد تلاش میکند از طریق کنترل افراطی بر جسم و ظاهر، بر آشفتگیهای روانی و احساس عدم اطمینان خود غلبه کند. در این وضعیت، فرد دچار حالتهایی میشود که در آن پندارهای ذهنی درباره وزن و شکل بدن را عین واقعیت میپندارد یا با انجام رفتارهای عینی مانند گرسنگی کشیدن یا پرخوری، به دنبال مدیریت هیجانات و کسب ارزش اجتماعی است که در نهایت به انزوای بیشتر و بیاعتمادی عمیق به محیط پیرامون منجر میشود. درمان در این مدل به جای تمرکز مستقیم بر کاهش وزن یا الگوهای تغذیه، بر تقویت توانایی درک احساسات، بازسازی هویت مستقل از بیماری و بهبود پیوندهای اجتماعی تمرکز دارد. درمانگر با استفاده از روشهای فردی و گروهی و ابزارهای خلاقانه، فضایی امن ایجاد میکند تا بیمار بتواند پیوند میان افکار و واقعیت را دوباره برقرار کرده و با افزایش اعتماد به دانش دیگران، از چرخههای مخربِ مدیریت جسمانی برای حل مسائل روانی رها شود.
اولین نفر کامنت بزار
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است