تحول در دانش درمان ذهن نشان میدهد که اگرچه داروهای جدید در مهار علائم آشفتهکننده موفق بودهاند، اما نگاه صرفاً مادی به رنجهای روانی به عنوان یک برهمخوردگی در مواد مغزی، ریشههای واقعی درد را که اغلب در تجربههای ناگوار گذشته نهفته است، نادیده میگیرد. بسیاری از رفتارهای به ظاهر غیرمنطقی در واقع واکنشهای دفاعی و خاطرات ماندگار در کالبد فرد از آسیبهای دوران کودکی هستند که او را در وضعیت ناتوانی و بنبست گرفتار میکنند. برای دستیابی به بهبود پایدار، صرفاً تغییر در ترکیبات مغز کافی نیست، بلکه فرد باید با کمک پیوندهای انسانی و تسلط بر واکنشهای بدنی خود، امنیت از دست رفته را بازیافته و به جای آنکه تنها یک درمانخواه منفعل باشد، به همکاری توانا در مسیر بازسازی زندگی و شخصیت خویش تبدیل شود.
اولین نفر کامنت بزار
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است