تجربه ضربههای روحی سنگین منجر به گسستی عمیق میان ذهن و بدن میشود که در آن فرد توانایی درک و حس کردن درست پیامهای درونی خویش را از دست میدهد. این وضعیت که در واقع یک واکنش دفاعی برای فرار از رنج و ترسهای مداوم است، باعث میشود نواحی مربوط به خودآگاهی در مغز از کار بیفتند و فرد در حالتی از کرختی یا بیگانگی با خویشتن گرفتار شود، به گونهای که حتی ممکن است عواطف خود را تنها به شکل دردهای جسمانی و بیماریهای مزمن تجربه کند. این از دست رفتن پیوند حسی، نه تنها قدرت تصمیمگیری و تسلط بر زندگی را از فرد میگیرد، بلکه او را در روابط اجتماعی نیز با دشواری روبهرو میکند؛ لذا کلید اصلی بهبودی در این است که فرد بیاموزد دوباره با بدن خود آشتی کند و با آگاهی از حسهای فیزیکی خفته، امنیت و حضور در لحظه را بار دیگر باز یابد.
اولین نفر کامنت بزار
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است