مرحله میانی درمان زمانی آغاز میشود که آشفتگیهای رفتاری بیمار کاهش یافته و ظرفیت او برای تأمل بر دنیای درونیاش افزایش یافته است. در این مرحله، تمرکز اصلی بر یکپارچهسازی پارههای متضاد شخصیت، یعنی پیوند دادن تصورات کاملاً آرمانی و کاملاً ویرانگر از خود و دیگران، استوار است. بیمار بهتدریج میآموزد که هیجانات شدیدی مانند خشم و نفرت را به جای فرافکنی به دیگران، به عنوان بخشی از وجود خود بپذیرد و با عبور از بدبینیهای ابتدایی، به سمت احساس مسئولیت و نگرانی واقعی برای حفظ روابطش حرکت کند. این مسیر با نوساناتی همراه است و بیمار ممکن است در مواجهه با تنشها دوباره به الگوهای دفاعی قدیمی بازگردد، اما با تداوم تحلیلها، هویت او منسجمتر شده و تواناییاش برای تجربه عشق پایدار و موفقیت در امور روزمره و شغلی بهبود مییابد. در نهایت، فضای جلسات از تمرکز صرف بر رابطه با درمانگر فراتر رفته و به بررسی عمیقتر واقعیتهای زندگی بیرونی، پیشینه تاریخی و فانتزیهای فرد گسترش پیدا میکند.
اولین نفر کامنت بزار
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است