چارلز داروین در اواخر عمر خود فرضیهای تکاندهنده را مطرح کرد که دههها به دلیل ملاحظات خانوادگی و مذهبی پنهان مانده بود؛ او معتقد بود القای مداوم باورهای دینی به کودکان، چنان اثر عمیق و ماندگاری بر مغز در حال رشد آنها میگذارد که رهایی از آن به اندازه تغییر غریزههای حیوانی دشوار میشود. پژوهشهای علمی جدید نیز با تایید این نگاه نشان میدهند که انجام مداوم مناسک و پایبندی به عقاید سخت، باعث خشکی ذهنی شده و توانایی فرد را در مواجهه با تغییرات و حل مسائل خلاقانه کاهش میدهد. در مقابل، کسانی که موفق میشوند از چارچوبهای فکری تحمیلی خارج شده و باورهای قدیمی خود را بازنگری کنند، بالاترین سطح از انعطافپذیری عصبی را از خود نشان میدهند. این پیوند میان باور و زیستشناسی ثابت میکند که رهایی از جزماندیشی تنها یک تغییر عقیده ساده نیست، بلکه نوعی انقلاب درونی برای بازپسگیری آزادی ادراک و دیدن واقعیت عریان جهان، فراتر از روایتهای ساختگی و ماورالطبیعه است.
اولین نفر کامنت بزار
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است