انعطافپذیری ذهنی گوهری شکننده است که حتی در آزادترین جوامع نیز با تهدید روبروست، چرا که مغز انسان به طور ذاتی به دنبال قوانین صلب برای سادهسازی جهان میگردد. استبداد واقعی تنها در ساختارهای سیاسی بیرونی نیست، بلکه میتواند در لایههای درونی ذهن رخنه کرده و نگاه انسان را به واقعیت محدود کند؛ از این رو، آزادی واقعی بیش از آنکه به حقوق اجتماعی وابسته باشد، به توانایی فرد در حفظ پویایی اندیشه و تواضع فکری بستگی دارد. اگرچه ویژگیهای زیستی و شخصیتی ممکن است ما را مستعدِ پذیرش باورهای سخت کنند، اما تقویت تخیل و مهارتِ «جورِ دیگر دیدن» میتواند مانند سپری در برابر جزماندیشی عمل کند. در نهایت، جوهرهی رهایی در این است که بدانیم «چگونه اندیشیدن» از «به چه چیز اندیشیدن» اهمیت بیشتری دارد و هر آرمانِ آزادیخواهی اگر به قالبی تغییرناپذیر و خشک تبدیل شود، خود به بندی جدید تبدیل خواهد شد؛ پس راه نجات در پرسشگری مداوم، بازپسگیری اختیارِ ادراک و شجاعتِ خروج از نقشهای تحمیلی و دستورهای غیرمنطقی نهفته است.
اولین نفر کامنت بزار
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است