در جهانبینی اسپینوزا، کمال چیزی جز همان واقعیتِ موجود نیست و هر آنچه در طبیعت وجود دارد، در حد خود کامل است. مفاهیم خیر و شر یا کمال و نقص معمولاً برآمده از تخیلات و مقایسههای ذهنی انسانها هستند و اعتبار عینی ندارند؛ با این حال، او الگویی برای طبیعت انسانی معرفی میکند که بر پایه حقیقت استوار است. بر این اساس، ذات هر موجود و از جمله انسان، تلاشی همیشگی برای حفظ و افزایش تواناییِ هستیِ خود است. هر عاملی که به این پویایی و قدرت درونی کمک کند و فرد را به الگوی آرمانی انسان نزدیکتر سازد، «خوب» و هر چه مانع آن شود، «بد» تلقی میشود. در نهایت، شادی حاصلِ حرکت به سوی توانمندی بیشتر و اندوه نشانه کاهش این قدرت است، و سعادت واقعی در دستیابی به حالتی نهفته است که در آن فرد با پیروی از عقل، به بیشترین حد از شکوفایی و استقلال دست مییابد.
اولین نفر کامنت بزار
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است