این نوشتار به بررسی لایههای بسیار عمیق و ابتدایی روان میپردازد که فراتر از درک معمول و منطق روزمره هستند و شباهت بسیاری به مفاهیم پیچیده فیزیک نوین دارند. این پدیدهها که اغلب ریشه در نخستین پیوندهای میان مادر و نوزاد و تجربههای مربوط به تغذیه دارند، نشاندهنده تضادهای شدیدی میان نیاز به عشق و میل به ویرانگری هستند. یافتههای بالینی حاکی از آن است که محرومیتهای عاطفیِ اولیه میتواند منجر به بروز تکانههای خشونتبار، رفتارهای آسیبرسان به خود یا تمایل به تخریبِ خوبیها شود، به طوری که فرد به دلیل ترس از شدتِ خشمِ خود، ممکن است از پذیرشِ مراقبت و محبتِ واقعی سر باز زند. هدف اصلی در درمانِ این حالاتِ دشوار، هدایتِ مراجع به سوی جایگاهی است که در آن بتواند بپذیرد همان کسی که منبعِ مهر و امنیتِ اوست، هدفِ خشم و نفرتِ وی نیز قرار گرفته است. با پیوند دادن این احساسات متضاد و عبور از لایههای دفاعی مانند بدبینی و فرافکنی، فرد به نوعی دگرگونی درونی دست مییابد که در آن دنیای تاریکِ گذشته به واقعیتی قابلتحمل و سازنده تبدیل میشود و امکان برقراری پیوندهای عمیق انسانی فراهم میگردد.
اولین نفر کامنت بزار
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است