این بخش از آموزهها تأکید میکند که درمانهای مبتنی بر لایهبرداری از روان و نفوذ به ناخودآگاه، برای تمامی مراجعان سودمند نیست و در برخی موارد میتواند پیامدهای ناگواری داشته باشد. بر اساس تجربیات بالینی، بیمارانی که با محرومیتهای عاطفیِ بسیار شدید روبرو بودهاند، توانایی مهار تکانههای خود را ندارند یا در مرز فروپاشیِ کاملِ روانی قرار گرفتهاند، گزینههای مناسبی برای مداخلاتِ عمیق و تفسیری محسوب نمیشوند. در برخورد با چنین افرادی، درمانگر باید آگاهانه از برانگیختنِ احساساتِ پنهان و پرسیدن سؤالاتی که به آشفتگی منجر میشود خودداری کرده و در عوض بر ایجاد یک رابطه حمایتی، گرم و بلندمدت تمرکز کند تا از این طریق به تقویت منابع درونی فرد و حفظ ثبات روانی او کمک نماید. در واقع، گاهی واقعگرایانهترین اقدامِ درمانی این است که با درکِ دقیقِ محدودیتها و ظرفیتهایِ بیمار، از مداخلاتِ شتابزده پرهیز شود تا از وقوع بحرانهایِ مهارناپذیر جلوگیری شده و فرد بتواند با تکیه بر امنیتِ فضایِ درمان، به تعادلی پایدار در زندگیِ خود دست یابد.
اولین نفر کامنت بزار
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است