ماهیت انسان در پیوند با دیگران و در فضای میانذهنی شکل میگیرد، به گونهای که ابزارهای شناختی ما بیش از آنکه برای کشف حقایق محض باشند، برای تسهیل همکاریهای جمعی و درک نیتهای همنوعان پدید آمدهاند. بر خلاف باورهای سنتی، شناخت ما از دنیای درون خودمان تفاوتی ماهوی با شناخت ذهن دیگران ندارد و هر دو نیازمند استنباط و تخیل هستند؛ در این مسیر، حافظه و داستانهای شخصی ما نیز نه برای بازنمایی دقیق گذشته، بلکه برای توجیه باورهای کنونی و برقراری ارتباط با دنیای بیرون ساخته میشوند. ریشه اصلی خشونت و آشفتگیهای رفتاری در جامعه را باید در گسست پلهای اعتماد و ناتوانی در دیدن انسانها به عنوان موجوداتی صاحب اراده و ذهن جستوجو کرد، چرا که تنها در بستر امنیت عاطفی و احساس مورد توجه قرار گرفتن است که مسیر یادگیری و تحول گشوده میشود. سلامت روان در گرو خروج از حصار خودمحوری و بازسازی توانایی درک جهان از چشماندازهای متفاوت است، زیرا هویت واقعی فرد تنها در آینه نگاه دیگری و از طریق بازتابهای درست عواطف به کمال میرسد.
اولین نفر کامنت بزار
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است