فصل پنجم به بررسی چهار دیدگاه چالشبرانگیز درباره ماهیت خویشتن میپردازد و استدلال میکند که اگرچه خویشتن یک جسم مادی نیست، اما ادعای توهم بودن آن نادرست است، زیرا خویشتن به عنوان یک نظام عملکردی برای مدیریت زندگی اجتماعی کاملاً واقعیت دارد. همچنین، ایده وجود خویشتنهای چندگانه برای نقشهای مختلف رد میشود؛ چرا که انسان موجودی یکپارچه است که تنها رفتارهایش را با شرایط سازگار میکند و باور به چندگانگی میتواند نشانهای از ناهنجاریهای روانی باشد. در ادامه، مفهوم خویشتن واقعی به عنوان یک موجودیت پنهان درونی مورد تردید قرار میگیرد و بیان میشود که آنچه مردم خویشتن واقعی مینامند، در حقیقت همان آبرو و اعتبار آرمانی است که میکوشند در جامعه از خود به نمایش بگذارند. در نهایت، موضوع خودشکوفایی نیز به دلیل ابهام علمی نقد میشود و به عنوان یک هدف کمالگرایانه و ذهنی معرفی میگردد که بیش از آنکه یک حالت قطعی باشد، ابزاری برای یافتن رضایت شخصی و معنا بخشیدن به تلاشهای فردی در مسیر پیشرفت است.
اولین نفر کامنت بزار
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است