خویشتن انسانی در ابتداییترین سطح خود با مرزبندی کالبد زیستی و جداسازی «من» از محیط پیرامون آغاز میشود، اما شکلگیری پیچیده آن فراتر از نیازهای مادی و در پاسخ به ضرورتهای زندگی جمعی رخ داده است. برخلاف گیاهان یا جانداران ساده، انسان به واسطه برخورداری از مغز و نظام عصبی نه تنها به صورت یکپارچه عمل میکند، بلکه به عنوان یک موجود آگاه در گروه حضور مییابد تا از مزایای همکاریهای گسترده بهرهمند شود. یکی از تفاوتهای بنیادین بشر با نزدیکترین گونههای حیوانی در توانایی تقسیم منابع و مراقبت از همنوعان بیمار نهفته است که به بقای کل جامعه کمک میکند. مفاهیمی مانند مالکیت و استفاده از ضمیرها نیز نشاندهنده نیاز خویشتن به برقراری پیوند میان فرد و داراییهایش در یک نظام اجتماعی است. در حقیقت، خویشتن ابزاری است که برای موفقیت فرهنگ پدید آمده تا با متمایز کردن افراد و ایجاد مسئولیتپذیری، زندگی در نظامهای پیچیده بشری را امکانپذیر کرده و از این طریق ماندگاری نسلهای آینده را تضمین کند.
اولین نفر کامنت بزار
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است