خویشتن انسانی در بدو تولد تنها به مرزهای کالبد مادی محدود است و نوزاد هنوز درکی از تمایز میان خود و جهان پیرامون ندارد، اما به تدریج با تسلط مغز بر اندامها و یادگیری مهارتهایی مانند جابهجایی بدن، نخستین نشانههای یکپارچگی در او پدیدار میشود. رشد این پدیده از طریق گذار از لذتهای آنی به سوی درک پیوستگی زمان و اهمیت جایگاه اجتماعی صورت میگیرد؛ به طوری که کودک ابتدا برای جلب تحسین بزرگسالان و سپس برای حفظ آبرو و اعتبار خود در نگاه دیگران تلاش میکند. در این مسیر، باورهای فرد نسبت به خود ماهیتی آرمانگرایانه دارد و کودک بیش از آنکه بر تواناییهای واقعیاش متمرکز باشد، بر آنچه آرزو دارد باشد تمرکز میکند. همچنین، یادگیری قواعد اخلاقی و مهار نفس از ارکان بنیادین این تحول هستند که از طریق بازیهای گروهی و تقلید رفتارهای فرهنگی تثبیت شده و موفقیت فرد را در حوزههای مختلف زندگی بزرگسالی تضمین میکنند. در نهایت، خویشتن ابزاری است که با تبدیل فرد از یک بازیگر ساده به عاملی تصمیمگیر و نویسنده داستان زندگی خویش، امکان حضور مؤثر در ساختار پیچیده جامعه را فراهم میآورد.
اولین نفر کامنت بزار
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است