فصل بیست و ششم بر این نکته تأکید میکند که بیماریهای روانی عمدتاً نتیجه اختلال در سازماندهی و انسجام درونی خویشتن هستند، نه لزوماً وجود یک نقص ساختاری مادی. در این میان، بسیاری از ناهنجاریها ناشی از شکست در پروژه یگانگی خویشتن است، به طوری که فرد نمیتواند میان نقشها، خاطرات و جنبههای مختلف هویت خود پیوندی پایدار برقرار کند. برای نمونه، در برخی اختلالات، خویشتن به بخشهای متضاد و ناسازگار تقسیم میشود یا پیوند خود را با زمان از دست میدهد و در لحظه حال محبوس میماند. همچنین، مشکلاتی نظیر ضعف در مهار نفس، کمالگرایی افراطی برای پوشاندن عیوب پنداشتی و فروریختن مرزهای میان دنیای درون و بیرون، از پیامدهای ناگواری است که کارکرد اجرایی ذهن را مختل میکند. آگاهی مفرط از خود نیز در این شرایط نه به عنوان یک ویژگی مثبت، بلکه اغلب به صورت مشغله ذهنی دردناک با کاستیها نمایان میشود. در نهایت، این فصل نشان میدهد که هویت سالم در گرو هماهنگی و یکپارچگی تمام اجزای وجود است و هرگونه گسست در این نظم سازمانیافته میتواند به پریشانیهای عمیق روانی منجر شود.
اولین نفر کامنت بزار
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است