فصل بیست و هشتم به بررسی شیوههای سازماندهی دانش انسان درباره خویشتن در حافظه میپردازد و بر این نکته تأکید میکند که نحوه پیوند میان باورها و خاطرات، نقشی کلیدی در سلامت روان ایفا میکند. برخلاف تصورات اولیه که گمان میرفت تقسیمبندی هویت به بخشهای مستقل و پیچیده میتواند در برابر فشارهای زندگی نقش حفاظتی داشته باشد، شواهد علمی نشان میدهند که یکپارچگی و هماهنگی میان تمام ابعاد وجودی، عامل اصلی بهزیستی است. تفاوت بنیادین میان افراد در این است که خاطرات ناخوشایند چگونه در ذهنشان ردیابی میشود؛ در حالی که برخی افراد این خاطرات را از سایر افکار جدا نگه میدارند، در ذهن افراد مستعد پریشانی، افکار منفی در زنجیرههایی طولانی به هم گره خوردهاند. همچنین، داشتن نسخههای متفاوت و ناهماهنگ از خود برای نقشهای گوناگون اجتماعی، نه تنها نشانهای از سازگاری نیست، بلکه اغلب با اضطراب، کاهش مهار نفس و ضعف در عزتنفس همراه است. در نهایت، این فصل بر اهمیت پروژه یگانگی خویشتن پافشاری میکند و بیان میدارد که هرچه شناخت فرد از خود منسجمتر و کمتر تکهتکه باشد، توانمندی او برای مدیریت زندگی و مقابله با ناملایمات افزایش مییابد، زیرا تقسیمبندی بیش از حد ذهن، تنها منجر به آشفتگی و فرسودگی درونی میگردد.
اولین نفر کامنت بزار
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است