▨ نام شعر: آزادی (پشه ای در استکان)
▨ شاعر: فریدون مشیری
▨ با صدای: فریدون مشیری
▨ پالایش و تنظیم: شهروز کبیری
ـــــــــــــــــ
پشّهای در استکان آمد فرود
تا بنوشد آنچه واپس مانده بود
کودکی از شیطنت بازیکنان
بَست با دستش دهانِ استکان
پشّه دیگر طعمهاش را لب نزد
جَست تا از دامِ کودک وارهد
خشکلب میگشت حیران، راهجو
زیر و بالا، بسته هر سو راهِ او
روزنی میجُست در دیوار و در
تا به آزادی رسد بار دگر
هرچه بر جستِ تکاپو میفزود
راهِ بیرون رفتن از چاهش نبود
آنقدر کوبید بر دیوار سَر
تا فرو افتاد خونین بال و پر
جان گرامی بود و آن نعمت لذیذ
لیک آزادی گرامیتر عزیز
▨
فریدون مشیری
اولین نفر کامنت بزار
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است