سلام به همه دانشآموزان عزیز!
امروز میخواهیم با هم یک سری اصطلاحات بسیار کاربردی در مورد سفر، گردشگری و تجربههای مرتبط با آن را یاد بگیریم. این عبارات نهتنها در مکالمات روزمره، بلکه در سفرهای واقعی و حتی در خواندن متون انگلیسی زیاد به کار میروند. پس با دقت گوش کنید و یادداشت بردارید!
۱. احساسی و روانشناختی
get away from it all
معنی: فرار از همهچیز، دور شدن از روزمرگی
مثال:
We need a vacation to get away from it all.
(ما به یک تعطیلات نیاز داریم تا از همهچیز فرار کنیم.)
feel homesick
معنی: احساس دلتنگی برای خانه و خانواده
مثال:
I always feel homesick when I travel abroad.
(من همیشه وقتی به خارج سفر میکنم دلتنگ خانه میشوم.)
itchy feet
معنی: تمایل به سفر یا جابهجایی
مثال:
I’ll never settle down. I get itchy feet every few years.
(من هیچوقت ساکن نمیشوم. هر چند سال یکبار دلم میخواهد سفر کنم.)
thirst for adventure
معنی: تشنه ماجراجویی بودن
مثال:
My son’s thirst for adventure worries me sometimes.
(تشنه ماجراجویی بودن پسرم گاهی من را نگران میکند.)
۲. تجربههای فرهنگی و مکانی
culture shock
معنی: شوک فرهنگی، احساس سردرگمی یا ناراحتی در یک فرهنگ جدید
مثال:
I’ve never been anywhere like it. It was such a culture shock.
(من قبلاً جایی مثل آن نرفته بودم. واقعاً یک شوک فرهنگی بود.)
اولین نفر کامنت بزار
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است