• 2 ماه پیش

  • 14

  • 09:03

درس ششم -- انگلیسی برای مسافران

آموزش زبان انگلیسی ---- سطح چهار | Espot Learning
0
توضیحات

سلام به همه دانشآموزان عزیز!

امروز میخواهیم با هم یک سری اصطلاحات بسیار کاربردی در مورد سفر، گردشگری و تجربههای مرتبط با آن را یاد بگیریم. این عبارات نهتنها در مکالمات روزمره، بلکه در سفرهای واقعی و حتی در خواندن متون انگلیسی زیاد به کار میروند. پس با دقت گوش کنید و یادداشت بردارید!


۱. احساسی و روانشناختی

get away from it all

معنی: فرار از همهچیز، دور شدن از روزمرگی

مثال:

We need a vacation to get away from it all.

(ما به یک تعطیلات نیاز داریم تا از همهچیز فرار کنیم.)

feel homesick

معنی: احساس دلتنگی برای خانه و خانواده

مثال:

I always feel homesick when I travel abroad.

(من همیشه وقتی به خارج سفر میکنم دلتنگ خانه میشوم.)

itchy feet

معنی: تمایل به سفر یا جابهجایی

مثال:

I’ll never settle down. I get itchy feet every few years.

(من هیچوقت ساکن نمیشوم. هر چند سال یکبار دلم میخواهد سفر کنم.)

thirst for adventure

معنی: تشنه ماجراجویی بودن

مثال:

My son’s thirst for adventure worries me sometimes.

(تشنه ماجراجویی بودن پسرم گاهی من را نگران میکند.)


۲. تجربههای فرهنگی و مکانی

culture shock

معنی: شوک فرهنگی، احساس سردرگمی یا ناراحتی در یک فرهنگ جدید

مثال:

I’ve never been anywhere like it. It was such a culture shock.

(من قبلاً جایی مثل آن نرفته بودم. واقعاً یک شوک فرهنگی بود.)


shenoto-ads
shenoto-ads