معلم: سلام به همهٔ زبانآموزان باهوش و کنجکاو من! آیا تا به حال شنیدهاید کسی بگوید "پامون یخ زد" یا "دستم به جیبم نمیرسه"؟ اینها اصطلاحات فارسی هستند. امروز میخواهیم با هم ۲۰ اصطلاح فوقالعاده کاربردی انگلیسی را یاد بگیریم که مکالمههای شما را مثل یک انگلیسیزبان بومی کند!
🟢 بخش اول: اصطلاحات مربوط به احساسات و شخصیت 💖
Get cold feet - پا پس کشیدن، ترسیدن در آخرین لحظه
معنی: داشتن یک از دست دادن ناگهانی اعتماد به نفس
مثال: "She had agreed to make a speech, but at the last minute she got cold feet."
(او قبول کرده بود که سخنرانی کند، اما در آخرین لحظه پایش را پس کشید.)
Be head over heels - عاشق و دلباخته بودن
معنی: کاملاً و به طور کامل عاشق کسی بودن
مثال: "It's obvious that they're head over heels in love with each other."
(واضح است که آنها دیوانهوار عاشق یکدیگر هستند.)
Have a heart of gold - دل طلایی داشتن
معنی: مهربان و خوشقلب بودن
مثال: "Peter always helps his grandma with her bags. He has a heart of gold."
(پیتر همیشه به مادربزرگش با کیفها کمک میکند. او دل طلایی دارد.)
🟢 بخش دوم: اصطلاحات کاری و کمک کردن 🤝
Lend a hand - دستی به سر و صورت کشیدن، کمک کردن
مثال: "I've got so much to do. Do you think you can lend a hand?"
(آنقدر کار دارم. فکر میکنی میتوانی کمکم کنی؟)
Keep an eye on - چشم روی چیزی یا کسی داشتن
معنی: مواظب بودن یا با دقت نگاه کردن
درس شصت و چهارم -- 20 اصطلاح انگلیسی که باید بدانید
اولین نفر کامنت بزار
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است