سلام به همهٔ داستانسرایان خلاق من! آیا تا به حال برایتان پیش آمده که مشغول کاری باشید و ناگهان اتفاق دیگری باعث قطع آن شود؟ امروز میخواهیم یاد بگیریم چطور این موقعیتهای جذاب را در داستانهای انگلیسی خودمان تعریف کنیم!
🟢 بخش اول: دو قهرمان داستانهای ما 🎭
برای تعریف کردن داستانهای قطع شده، ما به دو قهرمان نیاز داریم:
قهرمان اول: گذشته استمراری - کارهای طولانی و پسزمینه
I was studying (من در حال درس خواندن بودم)
She was cooking (او در حال آشپزی بود)
They were playing (آنها در حال بازی کردن بودند)
قهرمان دوم: گذشته ساده - کارهای کوتاه و قطعکننده
the phone rang (تلفن زنگ خورد)
he arrived (او رسید)
we heard a noise (ما یک صدا شنیدیم)
🟢 بخش دوم: فرمول جادویی داستانگویی ✨
حالا بیایید این دو قهرمان را با هم ترکیب کنیم:
[گذشته استمراری] + [گذشته ساده]
یا:
[گذشته ساده] + [while] + [گذشته استمراری]
مثالهای ساده:
"I was watching TV when the phone rang."
(من در حال تماشای تلویزیون بودم وقتی که تلفن زنگ خورد.)
"While we were having dinner, the lights went out."
(در حالی که ما در حال خوردن شام بودیم، چراغها خاموش شدند.)
🟢 بخش سوم: داستانهای ماجراجویانه در طبیعت 🌳
حالا بیایید با کلماتی که دربارهٔ طبیعت یاد گرفتیم، داستانهای جالب بسازیم!
در جنگل:
"We were walking in the forest when we saw a beautiful eagle."
(ما در جنگل در حال راه رفتن بودیم وقتی که یک عقاب زیبا دیدیم.)
"While I was taking photos, a monkey stole my banana!"
(در حالی که من در حال عکس گرفتن بودم، یک میمون موز مرا دزدید!)
اولین نفر کامنت بزار
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است