توضیحات
بعضی اتفاقها تو زندگی ما، همون لحظه توی ذهنمون حک میشن. یه درد، یه ضربه، یه اشتباه بزرگ... و ما با خودمون قول میدیم دیگه هیچوقت برنگردیم سراغ اون مسیر.و به خودمون میگیم"محاله یادمون بره."امکان نداره دوباره این کارو بکنیم"هرگز دوباره این آدمو انتخاب نمیکنیم."محاله دوباره اینجوری با خودمون رفتار کنیم."اما زمان، بیصدا و بیرحم، کار خودش رو میکنه. چند سال بعد، وسط یه تصمیم، وسط یه رابطه، وسط یه کار، وسط یه بحران، یهو میفهمیم دقیقاً برگشتیم به همون نقطهای که یه روز بابتش کلی هزینه داده بودیم.و اون لحظه فقط یه جمله تو ذهنمون میچرخه:"منکه اینو قبلاً زندگی کرده بودم..."متوجه شدم: که ما آدما، فقط برای زندگی کردن به دنیا نیومدیم.ما برای فهمیدن زندگی به دنیا اومدیم.و فهمیدن، بدون تجربه کردن، تقریباً غیرممکنه. شاید بفهمیم ولی چیزی که با پوست و استخون تجربش کرده باشیم یه چیز دیگست.اما مشکل اینجاست...ما تجربه میکنیم، هزینه میدیم، درد میکشیم، خوشحال میشیم، شکست میخوریم، موفق میشیم، ولی خیلی وقتا مهمترین قسمت ماجرا رو جا میذاریم.دلیل و درسش رو.من اردشیرم اینجا رادیو فهمه