شیرین ۳۸ ساله است؛ مدیر مالی، ورزشکار و هنرمند .او دو بار وارد رینگی شد که هرگز انتخابش نکرده بود؛ رینگ مبارزه با سرطان.
اما همیشه به خودش میگفت: «من آدم باخت نیستم.»
او از درد گذشت،از ترس عبور کردو به این باور رسید که دردها نیامدهاند ما را از بین ببرند،آمدهاند تا ما را رشد دهند.
شیرین از روزهایی میگوید که برای آرامش به امامزاده صالح میرفت،از لحظهای که در سفر مشهد حقیقت بیماریاش را به مادرش گفت .
قصه ی شیرین ، قصه ی عبور از ناامیدی و رسیدن به امیدست.
این روایت را با جان و دل گوش میکنیم ....
اولین نفر کامنت بزار
در این قسمت، پای روایت مردی مینشینیم که با وجو...
بعضی آدمها فقط زندگی نمیکنن، بلکه آن را از نو...
گاهی زندگی ما را به مسیرهایی میبرد که فکرش را ...
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است