• 1 ماه پیش

  • 66

  • 57:37

صبح است ژاله می‌چکد از ابر بهمنی ۴۷۹

رواق / Ravaq
0
توضیحات

«««««🍷می‌بهـا»»»»»

غزل نمره ۴۷۹

مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلن


صبح است و ژاله می‌چکد از ابر بهمنی

برگ صبوح ساز و بده جام يک منی


در بحر مایی و منی افتاده‌ام بيار

می تا خلاص بخشدم از مایی و منی


خون پياله خور که حلال است خون او

در کار يار باش که کاری‌ست کردنی


ساقی به دست باش که غم در کمين ماست

مطرب نگاه دار همين ره که می‌زنی


می ده که سر به گوش من آورد چنگ و گفت

خوش بگذران و بشنو از اين پير منحنی


ساقی به بی‌نيازی رندان که می بده

تا بشنوی ز صوت مغنی هوالغنی



Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations

با صدای

رده سنی
محتوای تمیز
تگ ها
shenoto-ads
shenoto-ads