• 2 ماه پیش

  • 37

  • 01:00:00

هواخواه توام جانا و می‌دانم که می‌دانی ۴۷۴

رواق / Ravaq
0
توضیحات

«««««🍷می‌بهـا»»»»»

غزل نمره ۴۷۴

مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن


هواخواه توام جانا و می‌دانم که می‌دانی

که هم ناديده می‌بينی و هم ننوشته می‌خوانی

ملامتگو چه دريابد ميان عاشق و معشوق؟

نبيند چشم نابينا خصوص اسرار پنهانی

بيفشان زلف و صوفی را به پابازی و رقص آور

که از هر رقعه‌ی دلقش هزاران بت بيافشانی

گشاد کار مشتاقان در آن ابروی دلبند است

خدا را يک نفس بنشين گره بگشا ز پيشانی

ملک در سجده‌ی آدم زمين‌بوس تو نيت کرد

که در حسن تو لطفی ديد بيش از حد انسانی

خم زلفت به‌نام‌ایزد کنون مجموعه‌ی دلهاست

مباد اين جمع را يا رب غم از باد پريشانی

دريغا عيش شبگيری که در خواب سحر بگذشت

ندانی قدر وقت ای دل مگر وقتی که درمانی

ملول از همرهان بودن طريق کاروانی نيست

بکش دشواری منزل به ياد عهد آسانی

خيال چنبر زلفش فريبت می‌دهد حافظ

نگر تا حلقه‌ی اقبال ناممکن نجنبانی



Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations

با صدای

رده سنی
محتوای تمیز
تگ ها
shenoto-ads
shenoto-ads