▨ نام شعر: کارخانه
▨ شاعر: منوچهر نیستانی
▨ با صدای: منو.چهر نیستانی
▨ پالایش و تنظیم: شهروز کبیری
ـــــــــــــــــ
اینجا،
هر دکمهای به منبع برقیست متصل،
کارِ تلاشِ آهن و بازوست.
هر گوشه پیلواری، پولاد،
-روی زمینِ چرب-
خفتهست و دودِ عالم، با اوست
با سینهها رفاقتِ دیرینِ صبر و سل.
اینجا،
گلهای لفظ را {گلهای لفظهای شما را}
-نارسته از لبان-
توفان پرغریو هزاران چرخ،
از دودکش، به خارج انبار میبرد.
اینجا،
انبار انفجار مدامی پر از صداست،
بازی بیصدای لبان، پیکِ قلبهاست،
هر سینه، کورهای وز صد یاد مشتعل:
یاد غروب
(درهای آهنی بر روی پاشنه میچرخند
مردانِ چربِ خسته،
بیحرف
دستهدسته، بیرون میآیند...)
یاد غروب، و خانه...
- چه خوب، آه!
لم دادن و تمدد اعصاب،
با چایِ داغ، و شامِ لبِ حوض،
فریادِ بچهها،
برخوردِ دیگ و قاشقِ مطبخ
و آنگاه، خواب،
خواب...
چشمان نمیتوانند این دود را شکافت.
هر چهره، یک غریبهی دیگر،
با چشم باد کرده، با گونهی برآمده - از پشتِ درد و دود
شطِ مدامِ همهمه، اینجا،
خاموش میکند، (اگر نه بود!)
فریاد قلبهای شما را
طوفانِ بیامانی،
با خویش میبرد،
گلهای رنگرنگِ صدا را
▨
منوچهر نیستانی
از دفتر شعر دیروز، خط فاصله
منتشر شده به سال ۱۳۵۰
ــــــــــــ
پینوشت اول: تاریخ خوانش مربوط است به ۲۶ مهر ماه ۱۳۵۶ در شب نهم از شبهای شعر گوته.
پینوشت دوم: متن شعر منطبق بر خوانش شاعر است و با نسخۀ چاپ شده در کتاب، تفاوتهایی دارد. شکل مکتوب شعر، در داخل آکولاد {} آمده است.
اولین نفر کامنت بزار
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است