ماندانا : …حالا هم که در دیانت بهائی که مال این عصر و دوره است دیگه طبقه روحانی وجود نداره.
نبیل: بله، در جامعه بهائی همه امور و تصمیمگیری ها نه توسط یک طبقه خاص، بلکه از طریق شوراهائی انجام می شود که از میان همه افراد مؤمنین انتخاب می شوند
نبیل: بله، شاید بشود گفت حکومت واقعی در دست علما بود و پادشاهانی مثل ناصرالدین شاه فقط ظاهرا مسئولیّت کارها را به عهده داشتند. اما همین باعث می شد که همه سرزنش ها به طرف دولت و حکومت ایشان سر...
نبیل: بله، شاید بشود گفت حکومت واقعی در د...
16:11
45
8 سال پیش
16:11
فصل 1 - قسمت ۴۶ – ورود به عکّا و ارسال لوح سلطان ایران
40
8 سال پیش
نبیل: تا کجا گفته بودیم؟ تا آنجا که حضرت بهاءالله و اصحاب از ازمیر حرکت کردند. کشتی ایشان بعد از ازمیر به اسکندریه رفت و در آنجا کشتی را عوض کردند و به سوی حیفا به راه افتادند. در حیفا کشتی ل...
نبیل: تا کجا گفته بودیم؟ تا آنجا که حضرت ...
16:24
40
8 سال پیش
16:24
فصل 1 - قسمت ۴۵ – آخرین تبعید
43
8 سال پیش
نبیل: محلی که برای تبعید نهائی حضرت بهاء الله انتخاب شده بود شهر و قلعه ای محکم و ترسناک به نام عکا بود که در سواحل اراضی مقدسه قرار گرفته بود یعنی در فلسطین آن زمان که حالا جزئی از کشور اسرا...
نبیل: محلی که برای تبعید نهائی حضرت بهاء ...
17:00
43
8 سال پیش
17:00
فصل 1 - قسمت ۴۴ – تبعید از ادرنه
38
8 سال پیش
نبیل: …بعضی از کاردارهای دولت های خارجی به دیدار حضرت بهاءالله رفتند و پیشنهاد کردند که با حکومت های خود صحبت کنند و اسباب رهائی آن حضرت را فراهم سازند
ماندانا : حتما” قبول نکردن، نه؟ ایشون ه...
نبیل: …بعضی از کاردارهای دولت های خارجی ب...
16:23
38
8 سال پیش
16:23
فصل 1 - قسمت ۴۳ – ادرنه و اعلان عمومی امر الهی
68
8 سال پیش
نبیل: بله. در عرض یک سال بعد از ورود به ادرنه، اصحاب هرکدام به کاری مشغول شدند و آن حضرت ابتدا توجه و سپس تحسین شدید افراد برجسته آن ناحیه از تحصیل کردگان و روشنفکران تا کارمندان اداری را به ...
نبیل: بله. در عرض یک سال بعد از ورود به ا...
16:53
68
8 سال پیش
16:53
فصل 1 - قسمت ۴۲ – به سوی ادرنه
48
8 سال پیش
نبیل: شمسی بیک تعریف می کرد که وزیر اعظم را به محض خواندن آن لوح به قدری آشفته و پریشان دیدم که فورا از محضر او خارج شدم
ماندانا: مگه تو اون لوح حضرت بهاء الله چی نوشته بودن که وزیر اعظم اینق...
نبیل: شمسی بیک تعریف می کرد که وزیر اعظم ...
17:00
48
8 سال پیش
17:00
فصل 1 - قسمت ۴۱ – به سوی ادرنه
32
8 سال پیش
نبیل: شمسی بیک تعریف می کرد که وزیر اعظم را به محض خواندن آن لوح به قدری آشفته و پریشان دیدم که فوراً از محضر او خارج شدم
ماندانا: مگه تو اون لوح حضرت بهاءالله چی نوشته بودن که وزیر اعظم این ...
نبیل: شمسی بیک تعریف می کرد که وزیر اعظم ...
16:57
32
8 سال پیش
16:57
فصل 1 - قسمت ۴۰ – باغ رضوان
32
8 سال پیش
ماندانا: آیا در روزهائی که حضرت بهاءالله در باغ رضوان تشریف داشتند شما هم آنجا بودید؟
نبیل: بله و سعادت آن را با هیچ سعادتی در این عالم نمیتوان مقایسه کرد
...
ماندانا: آیا در روزهائی که حضرت بهاءالله ...
17:56
32
8 سال پیش
17:56
فصل 1 - قسمت ۳۹ – دویستمین سالگرد تولّد حضرت بهاءالله
46
8 سال پیش
ترنّم : راستی تو که اینقدر درباره حضرت بهاءالله کنجکاوی، می دونستی امسال در سراسر عالم دارن دویستمین سالگرد تولّد ایشون رو جشن می گیرن؟
ماندانا : راست می گی؟ درسراسر دنیا، یعنی چطوری؟
ترنّم: ...