نبیل: حاجی عبدالمجید تعریف می کرد که من خیلی عصبانی شده بودم. همین که به آنها رسیدم و چشمم به ملاّعلی افتاد با نهایتِ خشونت حمله ور شدم و شروع به کتک زدنِ او کردم
فصل 1 - قسمت ۱۶ – ماموریت ملاّحسین بشرویهای و ملاّعلی بسطامی
48
9 سال پیش
نبیل: حضرت باب به ملاحسین فرمودند که من با جناب قدوس به حج بیت می روم و ترا برای روبه رو شدن با دشمن خونخوارمی گذارم. مطمئن باش که به موهبت کبری فائز خواهی شد
ماندانا: یعنی چی این که گفتین…؟
...
نبیل: حضرت باب به ملاحسین فرمودند که من ب...
17:06
48
9 سال پیش
17:06
فصل 1 - قسمت ۱۵ – سلام بر خورشید
65
9 سال پیش
نبیل : آن حضرت در هنگام طلوع آفتاب با کمال فرح و سرور به خورشید و آفتاب سلام می کردند.
نبیل: این خورشیدی که طلوع می کند و همه دنیا را با نور خودش روشن می کند، تو را به یاد چیزی نمی اندازد
.
...
نبیل : آن حضرت در هنگام طلوع آفتاب با کما...
16:34
65
9 سال پیش
16:34
فصل 1 - قسمت ۱۴ – کودکی و جوانی حضرت باب
49
9 سال پیش
نبیل: احسنت! آن حضرت ۲۵ سال و ۴ ماه و ۴ روز داشتند که دعوت خودشان را اعلان کردند.
ماندانا : قبلش چی؟ از قبلش نگفتین که کجا بودن و چی کار می کردن
...
نبیل: احسنت! آن حضرت ۲۵ سال و ۴ ماه و ۴ ر...
16:57
49
9 سال پیش
16:57
فصل 1 - قسمت ۱۳ – آمدن ملّا علی بسطامی
47
9 سال پیش
ماندانا: درسته. به اونجا رسیدیم که صبح شد و ملاحسین از منزل حضرت باب بیرون اومد.
...نبیل: بله، ملّا حسین برای میرزا احمد قزوینی تعریف کرده که
...
ماندانا: درسته. به اونجا رسیدیم که صبح شد...
17:41
47
9 سال پیش
17:41
فصل 1 - قسمت ۱۲ – آن شب سرنوشتساز
41
9 سال پیش
نبیل: بله ملاحسین برای میرزا احمد قزوینی تعریف کرده بود که من پیش خودم دو موضوع را شرط درستی ادعای کسی می دانستم که ادعای قائمیت کند
ماندانا: بله، سر این دو شرط بودیم. از دیشب تا حالا همه اش ...
نبیل: بله ملاحسین برای میرزا احمد قزوینی ...
17:46
41
9 سال پیش
17:46
فصل 1 - قسمت ۱۱ – به سوی شیراز
43
9 سال پیش
نبیل: ملاحسین بوهای خوش قدسی را در بوشهر احساس می کرد اما مدت زیادی در بوشهر نماند زیرا احساس می کرد که یک قوه پنهانی او را به سمت شمال و به طرف شیراز می کشاند
...
نبیل: ملاحسین بوهای خوش قدسی را در بوشهر ...
16:42
43
9 سال پیش
16:42
فصل 1 - قسمت ۱۰ – جستجوی موعود
41
9 سال پیش
نبیل : جناب ملاحسین پس از آن به ملاقات دو تن از شاگردان مشهور سید کاظم یعنی میرزا حسن گوهر و میرزا محیط کرمانی رفتند و سفارشهای استاد بزرگوار را یاد آوری کردند و فرمودند برخیزید تا به جستجوی ...
نبیل : جناب ملاحسین پس از آن به ملاقات دو...
15:48
41
9 سال پیش
15:48
فصل 1 - قسمت ۹ – وفات سید کاظم رشتی
44
9 سال پیش
نبیل : سید کاظم به شاگردانش می گفت به راستی می گویم بعد از قائم، قیّوم ظاهر خواهد شد و پس از باب جمال حسینی آشکار می شود. آن وقت سرّ کلمات شیخ احمد معلوم می شود…
...
نبیل : سید کاظم به شاگردانش می گفت به راس...
16:28
44
9 سال پیش
16:28
فصل 1 - قسمت ۸ – آخرین سالهای سید کاظم رشتی
61
9 سال پیش
نبیل : سیدکاظم با کمال شجاعت هر نوع اذیت و آزاری را تحمّل می کرد تا این که بالاخره همه دشمنانش خوار و ذلیل شدند.
ماندانا : مگه چطور شد؟
...