در این اپیزود به فاصلهای نگاه میکنم که انسانِ امروز با بدن و طبیعتش پیدا کرده؛ فاصلهای که شاید از جایی شروع شد که دستمان را از دست «مادر» رها کردیم.
از دل تجربهٔ شخصیِ خامگیاهخواری و تأمل روی یک تفاوت ساده اما عمیق—تفاوت میان «سیر شدن» و «پر کردن»—سعی میکنم نشان بدهم چگونه ممکن است معدهٔ ما پر باشد اما بدنمان هنوز فریاد گرسنگی بزند. این گفتوگو سفری است از پیچیدگیهای ذهنی به سادگیهای زیستی؛ جایی که شاید پاسخ بعضی از گرههای زندگی نه در مفاهیم پیچیده، بلکه در شنیدن دوبارهٔ صدای بدن و بازگشت به ریتم طبیعی زندگی پنهان شده باشد.
اولین نفر کامنت بزار
در این اپیزود به یک راه کلیدی و اثرگذار برای ره...
تو این اپیزود توصیفی شخصی و متفاوت از خام گیاه...
در این اپیزود به این موضوع میپردازم که سلامتی ...
در این اپیزود به این موضوع میپردازم که از دیرب...
در این اپیزود به این مساله میپردازم که خام گیا...
۲۲۲, وقتی نقابها شل میشود
بعد...
۲۲۱. وقتی پای شکم در میان است
هوای بیگریه
۱۴ دیماه هزار و ...
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است