حامد لیدرِ توری است که نامش را «مَنِ قهرمان» گذاشته،
مردی در آستانهی چهلسالگی که با جادوی موسیقی و دنیایی از نور، در قلبِ پارکهای شهر میایستد تا به جنگِ ناامیدی برود.
او همراهِ کسانی است که هر روز با واژهی «سرطان» دستوپنجه نرم میکنند.
حرفهایش مرهم دردی است که بر جان اطرافیانش نشسته، و نگاهش طعم شیرین پیروزی دارد.
حامد خوب میداند که نمیتوان درد را از جهان حذف کرد ؛ اما باور دارد که میشود در دل تاریکترین شبها، چراغی روشن کرد.
به اعتقاد او ،انسان حتی در دشوارترین نبردهای زندگی میتواند قهرمان باشد.
این روایت را با جان و دل گوش میکنیم .
اولین نفر کامنت بزار
در این قسمت، پای روایت مردی مینشینیم که با وجو...
بعضی آدمها فقط زندگی نمیکنن، بلکه آن را از نو...
گاهی زندگی ما را به مسیرهایی میبرد که فکرش را ...
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است