نجات فرد مافوق تصورش بوده؛ خلاف میلش، که کمک از سوی یک فرد عادی غیر اینها بود. گذشتهها گذشته! شربت کار تصورش را ساخته. دیگر قالب تهی کرده....
اولین نفر کامنت بزار
هر واقعهای شمارشمعکوس خودشو داره...
به ...
...لبهایش قفل، کلتش ح...
درود به شما. خوشحالم یک بار دیگه میبینمتو...
این آخرین نفسهای دیو ...
تفاوت اصلی را آب رقم م...
اگه حتی تصور کردنش سخته...
برا...
نور سبز پاشیده به همهجای مسجد، دود انفجار را ل...
انگشتش را سیخ کرد و گرفت سمت دوربین، علنی تهدید...
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است