• 1 هفته پیش

  • 6

  • 04:30

بهرام بیضایی | ز گهواره تا گور زور است و زور

شعر | با صدای شاعر
0
توضیحات

▨ نام شعر: ز گهواره تا گور زور است و زور

▨ شاعر: بهرام بیضایی

▨ با صدای: بهرام بیضایی

♬ پالایش و تنظیم: شهروز کبیری 

ــــــــــــــــ

این شعر در رثا و بزرگ‌داشتِ سیمین بهبهانی سروده شده است.

ــــــــــــــــ

ز گهواره تا گور زور است و زور

خداوند زورا در افتی به گور


به نفرین چرا باید آغاز کرد

به اشک از چه داری دو چشمِ نمور


هنر نیست نفرینِ نامردمان

تو در مویه، ایشان به جشن و سرور


پیِ گور خود رفت چابک‌سوار

بدان دخمه بردش پیِ خویش گور


به سیمین بگو ای که نامت بلند

که هم‌تای خویشی و از خویش دور


گشودی سخن را درِ بسته‌ای

ز خورشید گفتی و از موشِ کور


ز گورت کشیدند، گوری دگر

چنان مرده‌دزد و چنان مرده‌شور


که این گوربانان ز مرگ آمدند

به مرگ‌اند زنده، به مرگ‌اند جور


چه رنجی و نالی و سوزی به درد

مرنج و مسوز و منال و مشور


خدای سخن را مگر گور بود

از این بی‌هنر لشگرِ سلم و تور


مگر قره‌العین در چاه نیست

که باز آیدش چه‌چه از چاهِ دور


شبی مرگبار است پر تندرخش

نه پیداست سوگ و نه پیداست سور


سفید است چشمِ شبِ روسیاه

پدر دشنه زد در {بر} جگرگاهِ پور


یکی بت شکستند و خود بت شدند

تن از تب بسوزانَدَم چون تنور


که گورِ جوانان برآورده‌اند

چه آهو به دام و چه ماهی به تور


نگفتند موری که دانه‌کش است

نگفتند آیا میازار مور


گذشت آن‌که مردم بخوانی رمه

گذشت آن‌که مردم ببینی ستور


چنین است انجام آن خوابِ خوش

که شب گربه آمد به چشم آن سمور


چه نالی که گیتی چنین هم نماند

خرد آمد آری‌و بشکست زور


ز خونِ سیاوش برآمد نهال

که گرسیوزش کُشت و تیغِ دَمور


ندیدند یاران و کی می‌رسد

که پرده براندازد از خویش هور


چه شیرین سرودی شود روزِ تلخ

چه شوری در افتد در آوای شور


به هر گوشه آوازه‌ای سر دهند

بخوانند چامه به زخمِ چگور


که سیمین به زر نامِ خود برنوشت

بهشتِ سخن را نه بر سنگِ گور

▨ 

بهرام بیضایی


با صدای

رده سنی
محتوای تمیز
تگ ها
shenoto-ads
shenoto-ads