در این قسمت سری به کنج زندگی زیگموند فروید، متفکر و روانشناس برجستۀ اتریشی در سالهای پایانی قرن نوزدهم و و اوایل قرن بیستم زده میشود تا در خلال بررسی زندگی و افکار او، به مسائلی همچون انسان، آگاهی و ناخودآگاه پرداخته شود، تأثیرات آنها بر افکار انسان و شکلگیری اجتماع از نظر این متفکر بررسی شده و محوریترین سوژهای که این روانشناس به عنوان عقدۀ سرکوبشده در انسان اشاره میکند و آن را مؤثر در شکلگیری تصورات و شخصیت او میداند، مورد تبیین و بررسی قرار گیرد.
نویسنده و راوی: محمد رزمگه
تهیهکننده: تکین قشنگی
برخی از منابعی که در این قسمت از آنها استفاده شده عبارتند از:
1.زیگموند فروید (1399)، نوشتۀ نیک رنیسون، ترجمۀ وحید تقیپور، انتشارات پارسیک: تهران.
2.چطور مثل فروید فکر کنیم (1396)، نوشتۀ دانیل اسمیت، ترجمۀ سیامک دشتی، انتشارات ایرانبان: تهران.
3.تفسیر خواب (1400)، نوشتۀ زیگموند فروید، ترجمۀ شیوا رویگریان، نشر مرکز: تهران.
4.تمدن و ملالتهای آن (1382)، نوشتل زیگموند فروید، ترجمۀ محمد مبشری، نشر ماهی: تهران.
مهدی صادقی
5 روز پیشاز طرف دیگه، این نگاه صفر و صدی که میخواست همه چیزِ بشر از رفتار بچهها گرفته تا شکلگیری تمدن، هنر و دین رو فقط و فقط به «غرایز جنسی» و عقده ادیپ ربط بده، واقعاً یه جاهایی خیلی سطحی و غیرعلمی میشه. همونطور که خودتونم تو جمعبندی اشاره کردید، آدم حس میکنه فروید خودش بیشتر از بیماراش اسیر توهمات و ناکامیهای جنسی دوران جوانیش بوده و این مشکلات رو تو قالب نظریه به کل آدمها تعمیم داده. در کل خیلی عالی این تضادهای شخصیتی فروید رو درآوردید و روایت کردید. دمتون گرم و بیصبرانه منتظر اپیزودهای بعدی هستیم!
مهدی صادقی
5 روز پیشسلام بچههای پادکست کنج! خسته نباشید بابت اپیزود جذاب «فروید بازجوی دریای خاطرات». شروع اپیزود با اون ماجرای وحشتناک خونریزی بینی «اما» و اون توجیهات عجیب فروید که میگفت این خونریزی کار ناخودآگاهش بوده، واقعاً میخکوبکننده بود. راستش با شنیدن این اپیزود، نقدی که به رویکرد فروید داشتم برام خیلی پررنگتر شد. با اینکه اصلاً نمیشه منکر کار بزرگش شد که یه سیلی محکم به انسان زد و بهمون فهموند که ما ارباب ذهن خودمون نیستیم و خیلی وقتا بردهی «ناخودآگاه» و امیال سرکوبشدمون هستیم، اما اون شخصیت دیکتاتور و جزماندیشی که داشت واقعاً تو ذوق میزنه. اینکه تو روند درمان به جای گوش دادن به بیمار، به زور میخواست پیشفرضهای خودش رو بهشون (مثل همون خانم اِمی که حسابی شاکی شده بود) تلقین کنه، بیشتر شبیه بازجویی بود تا روانکاوی. یا مثلاً اون برخوردای مستبدانهش تو انجمن چهارشنبهها که هرکس (مثل یونگ و آدلر) با نظریهش مخالفت میکرد رو طرد میکرد، نشون میده چقدر قدرت و غرور رو به حقیقت ترجیح میداده.
در این قسمت بناست به بررسی یکی از هولناکترین ب...
در این قسمت بناست به بررسی مخمصهٔ ایرلندی پرداخ...
در این قسمت بناست به زندگی و احوال شاپور یکم سا...
این قسمت به بررسی تاریخ، فرهنگ و روحیهٔ مردم ژا...
این قسمت به بررسی زندگی، زمانه و افکار فردریش ن...
در این قسمت صحبت از سینمای ایران، روزهای آغازین...
در این قس...
در این قسمت بناست تا با توجه به جنگ اخیر ایران ...
در این قسمت به طور خاص از دریای خلیج...
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است