او تعریف میکرد و زندگی که در هجده سالگیام یخ زده بود، قطره قطره در تن بیست و هشت سالهام جاری میشد..
اولین نفر کامنت بزار
مهم نیست چقدر عاشق باشی، زمان جزئیات را از یاد ...
باید بگردی. باید خیلی ...
وقتی برمیگردی ثبات هیچچیز ضمانتشده نیست. معل...
حرفها حجم دارند. قورتشان که میدهی گلویت درد م...
به نظر تو وقتی آدم انقدر کسیو دوست داره، کار اح...
حالا میفهمم این خاصیت عشق است. کسی برای تو متف...
گاهی با خودم تصور میکردم که بابا شبها برایم ش...
کسی که میرود پیش خدا چقدر دور میشود؟
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است