مرز بین دروغ گفتن و امید دادن کجاست؟ وقتی خود مدیر از شرایط ناامید و مضطربه، چطوری باید تیمش رو آروم نگه داره؟
در اپیزود سوم ققنوس قراره یکی از سختترین بخشهای مدیریت کسب و کار در زمان بحران رو بررسی کنیم؛ مدیریت انسانهای شریفی که توی تیممون هستن، پرسنل و کارمندمون، یا تامینکننده و خریدار محصولات و خدمات ما هستن. قراره یاد بگیریم چطور کاپیتان قدرتمند تیممون باشیم، بدون اینکه سراغ مثبتاندیشیهای الکی بریم؛ بیرحمانه صادق باشیم اما قاطعانه امید بدیم.
میریم به دوران جنگ ویتنام و یه درس از تاریخ یاد میگیریم که میتونه تو مدیریت کسب و کار در زمان بحران بهتون کمک کنه؛ پارادوکس استاک دیل: خوشبینها زودتر از همه میمیرن.
مهم نیست حقیقت همیشه تلخه یا نه، مهم اینه که با یه تصمیم اشتباه، آینده خودتون و تکتک آدمهایی که تو بیزینستون هستن رو به خطر نندازین. شما نسبت به همه این آدمها مسئول هستید.
با من، علیرضا حیدری همراه باشید در پادکست و ویکست ققنوس؛ جایی برای یادگیری استراتژیهای رشد و بقا در زمین لرزان اقتصاد ایران؛ شعار نمیدیم، غر زدنهامون هم میذاریم برای بعد؛ اینجا از باقی موندن در زندگی و مارکت، اون هم به قویترین شکل ممکن صحبت میکنیم.
اولین نفر کامنت بزار
خیلی از بیزینسکوچها شعار میدن که باید تو بحر...
چرا شرکتها در بحران میمیرند؟...
این افسانه شیرین ایرانی، داستان واقعی بسیاری از...
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است