غزلیات حافظ - غزل 54
خَمِ زلفِ تو دامِ کفر و دین است
ز کارستانِ او یک شمه این است
جمالت مُعجِزِ حُسن است لیکن
حدیثِ غمزهات سحرِ مبین است
ز چشمِ شوخِ تو جان کی توان برد؟
که دایم با کمان اندر کمین است
بر آن چشمِ سیه صد آفرین باد
که در عاشق کُشی سِحرآفرین است
عجب عِلمیست عِلم هیئت عشق
که چرخِ هشتمش، هفتم زمین است
تو پنداری که بدگو رفت و جان برد؟
حسابش با کرام الکاتبین است
مشو حافظ ز کیدِ زلفش ایمن
که دل برد و کنون در بندِ دین است
با صدای : صفیه اصلانی (صفا)
https://instagram.com/safa_aslani
انتشار:
اولین نفر کامنت بزار
غزلیات حافظ - غزل 53
ز گریه م...
غزلیات حافظ - غزل 52
منم که گو...
غزلیات حافظ - غزل 51
روزْگاری...
غزلیات حافظ - غزل 50
لَعْلِ سی...
غزلیات حافظ - غزل 49
به دامِ ...
غزلیات حافظ - غزل 48
روضهٔ خُل...
غزلیات حافظ - غزل 47
صوفی از ...
غزلیات حافظ - غزل 46
به کویِ م...
غزلیات حافظ - غزل 45
گُل در ب...
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است