در این قسمت به سراغ یکی از ماندگارترین قصههای هانس کریستین اندرسن میرویم؛ داستان دخترک کبریتفروش.
قصهای کوتاه اما عمیق، دربارهی فقر، امید، و رؤیاهایی که در شعلههای کوچک کبریت جان میگیرند.
در سرمای شب سال نو، دخترکی تنها با کبریتهایش، جهانی از نور و خیال میسازد؛ جهانی که هم تلخ است و هم پر از زیباییهای انسانی.
این روایت، دعوتی است به تأمل در ارزش همدلی و دیدن کسانی که شاید در هیاهوی زندگی فراموش شدهاند.
BRAND_USER
2 هفته پیشدلنشین بود
قصه زیبا گل حسرت و پروانه ....
حکایت کوتاه پندآموز داستان خورشید و باد شمال
قصه کودکانه گربه من نازنازیه
داستان کودکانه حسنی ما یه بره داشت ....
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است